اسم پسر با ک

📑 فیلتر کردن اسم ها

بخشنده، سخاوتمند، جوان‌مرد، از نام‌ها و صفات خداوند، از صفات قرآن

بردبار، فرو برنده خشم، لقب امام موسي ابن جعفر(ع) هفتمين امام شيعيان

پادشاهان، بزرگان، سروران

نام بنیان گذار سلسلۀ هخامنشی، خورشید

کامیاب، نیک‌بخت، خوش‌گذران

زحل، پادشاه گیتی، محافظ و نگهبان شاه

آخرين حد چيزی، نهايت، بی‌عيب و نقص بودن، خردمندی و دانايی

خسرو، عنوان هر يك از پادشاهان ساسانی

زنده ی فانی، زنده ی گویا

پادشاه و شهریار دلیر، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی، از شخصیت‌های شاهنامه

از شخصیت‌های شاهنامه

از شخصیتهای شاهنامه، بزرگ جاودان

گویش امروزی کبوجیه، نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی

جنگجو

بزرگواری، شرافت، سخاوت، بخشندگی

کامیاب، با شادی و با خوشحالی

کامل، تمام، نام یکی از اصحاب حضرت علی (ع)

جهان، دنیا، مجموعه سیارات منظومه شمسی

بی عیب و نقص، (به مجاز) فاضل و دانا

بزرگی و بخشندگی خداوند

موجب ترقی دین و آیین

پادشاه، حاکم، فرمانروا، (به مجاز) سرور و بزرگ، عزت

مانند پادشاهان، سروران و بزرگان

(مجاز) آن که به خواست و آرزویش رسیده است، پیروز، موفق

پادشاه بزرگ و والامقام، پادشاه عادل، نام پادشاه سوم از سلسله کیان

گروه مسافرانی که باهم سفر می‌کنند، [مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم می‌آید

حمله کننده، لقب امیر المومنین علی (ع)

آن که بسیار تلاش و کوشش می کند، ساعی، تلاشگر

ترکیب دو اسم کیان و مهر (پادشاهان و خورشید)

پرچم کاوه که به درفش کاویانی معروف است

حليم و بردبار

استوار و پابرجا، از دلاوران ایرانی نام برادر مازیار فرمانروای طبرستان

ترکیب دو اسم کیا و راد (پادشاه و جوانمرد)

حاکم، سلطان، فرمانروا، شاهنشاه، پادشاه

بزرگ، بلند مرتبه

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کیقباد پادشاه کیانی

ترکیب دو اسم کیا و مهر (پادشاه ومحبت)

پادشاه محبوب و سرور گرامی

کوهنورد، کوه بان

همانند پادشاه، (به مجاز) از بزرگان و پادشاهان

کوشا، تلاش‌گر

آرزومند، دارای اراده و قصد، توانا

سخن، حرف مفید، قول

جستجو، بررسي و تحقيق

عظمت، بزرگی، (به مجاز) خداوند

آن که خداوند با او سخن گفته است، لقب موسی (ع)

خوشبخت

به کار آینده، مفید، مؤثر

مراد، آرزو

داده ی فرشته

پرآب ترین و بزرگ ترین رود ایران

آرزوبخش، مرادبخش

خواسته دین

از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان کوشانی در سپاه افراسیاب تورانی

جوانمرد قدرتمند و توانا

خو گیرنده و الفت گرفته با پادشاهان

نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی

اندیشه ی بزرگ

آرمین، يكی از برادران كاووس و پسر كی

صاحب طبع شاهانه، شاه طبيعت، بزرگ منش

درفش كاويان

کوروش، نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کور

كسی كه آوای خوبی دارد، خوش نوا

گویش امروزی کبوجیه، نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی در سپاه افراسیاب تورانی

کامروا، موفق، کامگار

از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی

عبای ضخیم

آن كه كمان مي‌سازد، سازنده‌ي كمان

ترکیب دو اسم کیا و داوود (پادشاه و محبوب)

ترکیب دو اسم کیان و رضا (پادشاهان و خشنود)

صاحب خانه، مالك خانه

ترکیب دو اسم کیا و سام (پادشاه و آتش)

نام گیاهی از نوع نخود که در سواحل شام می‌روید

پسر آستياگ و دايی كوروش

آن كه نژاد او به پادشاهان مي‌رسد

نگهبان كام، ميل، آرزو و مقصد و مراد

ويژگي آن كه به خواست و اراده خود حركت مي‌كند

آن كه بزرگ مرتبه‌ايِ پادشاه را دارد

نگهبان پادشاه

بزرگِ با شکوه

نام دلاوري توراني

داراي بزرگ مرتبه‌اي پادشاهان

نگهبان پادشاهان و بزرگان

زاده پادشاه

مرد سلطان و پادشاه

رنگ پاکیزه و لطیف

ويژگي آن كه داراي صفات بزرگي و سروري است

کیارش، از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی

دارای اندیشه ی بلند، اندیشمند

مهر، محبت و دوستی زندگی

بسيار، زياد، بزرگ، جسيم، تنومند

سعي، تلاش، تقلا

داراي منبع فراوان، از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پادشاه کیانی، پسر کیقباد

آن مرد باشد که زر و سیم پادشاه به وی سپارد چون خازن و قابض

دانا و با تجربه، كار آزموده

ترکیب دو اسم کریم و محمد (بخشنده و ستوده)

هم سخن، سخنگو، لقب موسی (ع)

آن که به آرزو و خواستش رسیده است، موفق

کامروا، خوشبخت، کامیاب

كامياب و كامروا

نيك بخت، سعادتمند، توانگر

خسرو

راهنما

آب تندی که از قله کوه جاری میشود

صخره

لیست علاقه‌مندی‌ها